Saturday, November 26, 2016
آموزش شنا در ممکو
سالها پیش وقتی خیلی جوون بودم یه بار که داشتم توی رودخونه دزفول زیر پل شنا می کردم رفتم یه جایی که خیلی عمیق بود و حالت گردابی داشت و منم زیاد توی شنا مهارت نداشتم و غرق شدم ...! ( وقتی داشتم غرق میشدم همه چی مثه برق و باد از ذهنم گذشت و از جمله اینکه با خودم فکر کردم که چه حیف شد که اینجوری زندگیم تموم شد و چه غمی رو پدر و مادرم تحمل خواهند کرد ...؟ )
توی همین فکر بودم که دستی از بالا منو گرفت و از آب بیرون کشید ( یکی از اهالی محلی که همیشه به کنار رودخونه می اومده و خونه اش همون نزدیکی بوده از بالا بلندی ( یا نمی دونم از روی پل ) وقتی دیده که من دارم غرق میشم شیرجه زده بود و منو نجات داد.
این غرق شدن خیلی غیرمنتظره و غم انگیز بود و این نجات پیدا کردن هم شبیه یه معجزه بود در واقع من عمر دوباره پیدا کرده بودم ( اونم در جایی که تابلو زده بودن شنا کردن ممنوع ! و آب حالت گردابی داشت )
رفتم دنبال اون پسر جونن و خونه اش رو که نزدیک سبزه قبا بود پیدا کردم و ازش خیلی تشکر کردم ولی هر کاری کردم هیچ پولی رو از من قبول نکرد. نمی دونستم چه جوری این خوبیش رو جبران کنم ... چ
ولی با خودم یه عهدی کردم :
اینکه در اولین فرصت شنا رو یاد بگیرم و به هرکسی که هم بلد نیست بدون هیچ مزد و چشمداشتی شنا کردن رو یاد بدم .
البته بعد از اون ماجرا من راهی دانشگاه شدم و بعدش وارد شرکت شدم.... و این یادگیری شنا و عمل کردن به عهدم مدتها به تاخیر افتاد .... تا بالاخره با سعی و تلاش خودم وبدون مربی ، شنا رو یاد گرفتم و از همون موقع دست کم به صدها نفر شنا کردن رو یاد دادم وهنوزم این کار رو ادامه میدم :
به همین جهت امروز جمعه هم که استخر بودم به این دوست جدیدم محمد که مدتیه بطور موقت پیش ما اومده و هیچ از شنا نمی دونه و اولین باره که استخر میاد شنا یاد میدم و با همین چند جلسه که جمعاً سه چهارساعت نمیشه کلی شنا یاد گرفته و پیشرفت خوبی داشته یکی که از افردی که اونم شنا بلد نیست و توی استخر بود گفتش من 12 جلسه آموزش شنا رفتم ولی به اندازه این یه جلسه یاد نگرفتم چون اونجا 20 نفرند و مربی نمی تونه به این خوبی با همه اونا کار کنه ... ( البته ایشون حرف کاملاً درستی می زنه ولی یه چیز دیگه رو هم باید اضافه می کرد و اون اینکه روش اموزشی که من به افراد میدم خیلی متفاوته من در واقع روش خاص خودم رو دارم و می تونم همون اولین جلسه به کسی که تا بحال یه بار هم استخر نیومده و شنا بلد نیست ... ببرمش توی قسمت عمیق و اونجا شیرجه بزنه توی آب و اگه تترسه و یه کم هم استعداد داشته باشه توی چند جلسه کاری می کنم که بتونه شنا و روی آب موندن رو یاد بگیره
در مورد ترس حرف زدم ؛ چون بنظرم 99% مانع یادگیری شنا ؛ همین ترس بیموردیه که افراد از آب و غرق شدن دارند.
البته یادگیری شنا ( منظورم یکی از شناهای چهارگانه قورباغه کرال سینه کرال پشت و پروانه ) نیاز به گذشت زمان طولانی داره و ممکنه چندین ماه و حتی چندین سال بگذره تا تبحر کافی پیدا کنه ... مثه خودم که بیشتراز 20 ساله که قورباغه کار می کنم.
1- اولین کاری که یه مربی باید بکنه اینه که این ترس از آب و غرق شدن رو از ذهن شناگر بیرون کنه و
2- دومین کار رو باید شناگر انجام بده یعنی ترسیدن از آب و غرق شدن رو فراموش کنه و اگه قرار شد توی آب استخر در قسمت عمیق شیرجه بزنه این کار رو بکنه و ببینه که اگه هیچ حرکتی هم نکنه بالاخره روی آب میاد و اساساً بدن انسان تو خالی است و زیر آب نمی مونه !
3- سر خوردن روی آب رو باید تمرین کنه
4- خوابیدن به پشت روی آب رو باید تمرین کنه که بتونه به پشت خودش رو شناور کنه
5- دست و پا زدن و روی آب موندن
6- دست زدن قورباغه
7- پا زدن قورباغه
8- نفس گیری در شنای قورباغه
................م.ت 5 آذرماه 1395 ممکو
برچسب:
نویسنده: پارسا سامانی