نقدی بر کتاب خانوم زویا پیرزاد :
چراغها را من خاموش می کنم
من کتاب خانوم زویا پیرزاد : چراغها رو من خاموش می کنم
را چندین بار خوانده ام ... کتاب ویژگیهای مثبتی دارد و البته معایب فراوان که من سعی کرده ام در اینجا به برخی از آنها اشاره کنم :
1- همینکه کتابی در مورد زندگی در جنوب و آبادان نوشته شده جای تقدیر و تشکر دارد ... چون بعد از رمانهای احمد محمود و صادق چوبک ... که آنها هم مربوط به دوران قبل از سال 57 هستند ... سالها بود که جنوبی ها در رمان های معاصر ایران جایی نداشتند ... و این کتاب یه شروع تازه در این زمینه است .
2- رمان یک مقطع تاریخی از زندگی در آبادان را به نمایش می گذارد و از این جهت اثری ارزشمند است که برشی از این دوران را برای همیشه ثبت و ضبط کرده است . مقطعی که جز در خاطره عده ای زیادی که در این شهر زندگی کرده اند جای دیگری به این گونه ثبت نشده است .
3- رمان از دیدگاه یک خانواده ارمنی نوشته شده است که با وجودیکه در آبادان زندگی می کرده است ولی تجربه زندگی در شهرهای خوزستان ( از مسجد سلیمان تا آبادان را دارد ) خاطراتی که توام با زندگی در هند مقایسه می شود.
4- اشاره به اسامی محلی و اصطلاحاتی که فقط در جنوب هستند : درخت بیعار محله های آبادان ، قنادی نگرو سینما تاج ... بازار کویتی ها...اسمارتیس ...
5- این رمان به ویژه برای کسانی که کم و بیش همسن خانم پیرزاد هستند و این دوران را با چشم خود دیده اند و تجربه کرده اند بسیار قابل توجه و جذاب است .
6- این کتاب احساسات عریان و بی پرده یک زن را به نمایش می گذارد که حتی از تمایل درونی اش به یکی از مردهای آشنا و بیان آن در قصه اش ابایی ندارد. احساساتی که کم و بیش در خیلی از ماها ( چه زن و چه مرد) وجود دارد ولی خودسانسوری کرده و آنها را بر زبان نمی آوریم.
اما ایرادهایی که به کتاب می توان وارد کرد :
- بهرحال کتاب از دید یک زن ارمنی است که دنیا را از دید خودش و از نگاه ارامنه می بیند درست مثل یک خارجی که به آبادان آماده و فرهنگ و طرز زندگی اش کاملا با زندگی بومی متفاوت است با این فرق که او زبان فارسی را می داند.
- یکی از بزرگترین مشکلات کتاب طرز نوشتن ( انشاء و نکات دستوری ) کتاب است . وقتی دقیق کتاب را بخوانید متوجه می شوید که این نوشته ها متعلق به کسی است که انچنان که باید و شاید به زبان فارسی و ریزه کارهای آن تسلط ندارد .و این ایراد از همان اسم کتاب شروع می شود که فاعل را وسط جمله آورده است : چراغها را من خاموش می کنم! .... بجای : من چراغها را خاموش می کنم . مواردی از این دست در کتاب زیاد است که گاهی باعث می شود خواندن جمله مشکل شود و حتی معنی دقیق آن را نفهمید.
درست مثل ترک زبان هایی که تسلط اشان به زبان ترکی بیشتر از فارسی است آن به اصطلاح لهجه ترکی در نوشته های و شعرشان مشخص است . ( نمونه اش شعرهای شهریار که گاهی از واژه های در شعرهایش استفاده کرده که هیچ فارسی زبانی استفاده نمی کند !)
از این نظر کتاب نیاز به یک ویرایش ادبی داشته است که انجام نشده .
- با وجودیکه رمان به وضوح تجربه شخصی خود نویسنده است ولی برای همه کسانی که بومی آبادان هستند معلوم است که نویسنده آشنایی عمیقی با افراد وفرهنگ بومی نداشته است . چیزی که اغلب مهاجرینی که برای کار در صنایع نفت و گاز و پتروشیمی به جنوب می آیند اینگونه اند و گاهی آنها را بدفهمی هایی هم می کند.
- رمان خانوم پیرزاد دورانی را که ترسیم می کند که دست کم مربوط به 60 سال پیش است دوره ای که الان سپری و قدیمی شده و بنظرمن چنین کتابی باید در همان دهه 50 منتشر می شود و الان به روز نیست.
-
در پایان اینکه : کتاب خانوم زویا پیرزاد اثر خیلی درخشان و برجسته ای این نیست ... ولی در این وانفسای قحطی رمان و رمان نویس ... اثری قابل تامل و در خور تقدیر است که می تواند سنگ بنایی باشد برای ایده دادن به دیگران که این راه را ادامه دهند.
.....................محمد توکلی - 27 آبان ماه 1395- ممکو
برچسب: نقدی بر کتاب قلعه حیوانات,نقدی بر کتاب حماسه حسینی,نقدی بر کتاب دو قرن سکوت,
نویسنده: پارسا سامانی